جدال با خاموشی

برای بیان اندیشه ها، تجربیات، دل نوشته ها...

جدال با خاموشی

برای بیان اندیشه ها، تجربیات، دل نوشته ها...

شب قدر

يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۵ ق.ظ

این متن در مورد شب قدر رو یکی از دوستانم فرستاده بود که از نوشته ای قدیمی پیدا کرده بود. نگاهی که به این شب داره واقعا فوق العاده و غنمیت هست. 
پس از جستجو فهمیدم که نویسنده این مطلب دکتر سروش هست.  اینجا قسمتی از متن رو آوردم. اصل این متن رو میتونید از این لینک مطالعه کنید 
  
وچه بسیار پیامبرانی که همراه او توده های انبوه کارزار کردند؛ودربرابرآنچه درراه خدا بدیشان رسید،سستی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم نگردیدند وخداوندشکیبایان رادوست دارد.وسخن آنان جزاین نبود ک گفتند: پروردگارا گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهای ما رااستوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده

سوره اعراف146-147 


شب های قدر هم چنانکه قبلا در نوشته هایم آورده ام ، شبی نیست که اتفاقی در بیرون بیفتد. بلکه اتفاق قرار است در درون آدمیان بیفتد. به همین سبب به تعداد آدمیان شب قدر وجود دارد. هر کسی به قدر خودش می رسد و قدر هم عبارت است از نوعی پرواز ویژه روحی که در اثر تحمل ریاضات در این ماه پدید می آید. حقیقت این است که این اولین بار شب قدر پیامبر بود و ایشان در همین دهه سوم ماه مبارک رمضان وحی را دریافت داشته اند . یعنی ریاضت هایی که کشیدند و روزه هایی که گرفتند و خلوت نشینی ها و خلوت گزینی هایی که داشتند به این نتیجه غیر منتظره منتهی شد و ناگهان پرده ها از پیش چشم پیامبر کنار رفت. رازهای عالم بر او آشکار شد و به زبان دینی منصب نبوت به ایشان اعطا شد.

 

این شب قدر پیامبر بود. یک جهش روحی بود که برای ایشان اتفاق افتاد . این تجربه را با پیروان خودش هم در میان نهاد که اگر شما نزدیک 20 روز یا بیست و چند روز روزه بگیرید کمابیش می توانید وارد همان احوال و همان مقام بشوید. برای شما هم محتمل است که همان تجربه پیش بیاید و از همان نعمت ها و برکت های روحانی برخوردار بشوید. لذا شب قدر نوعی پیش بینی است که کسانی که پیشاپیش آن رنج ها و ریاضت ها را برده اند می توانند که از یک تجربه استثنایی و ویژه روحانی برخوردار بشوند و آن در همین ایام است. لذا نه فقط 21 یا23 از حدود 20 تا 30 این شب قدر وجود دارد. علت اختلاف روایات هم همین است و به عدد روزگاران و به تنوع تجربه های آن ها این اتفاق رخ می دهد و هر کسی باید منتظر رخ دادن آن باشد. خود را بکاود و به درون خود نظاره کند و بکوشد که آن تجربه را در خود بیابد و زنده کند. خواندن دعاهای ویژه در این شب و اعمال ویژه ای که توصیه شده است به خودی خود هیچ اهمیتی و ویژگی ندارند. به طور کلی دعاها در شرع پیشنهادی اند. یعنی به آدمیان گفته اند که اگر می خواهید خداوند را بخوانید، چنین بخوانید. اگر می خواهید از او چیزی بخواهید، چنین چیزهایی را بخواهید. ولی اصل در دعا کردن در میان نهادن خواسته واقعی خود آدمی با خداوند است. یعنی خواسته های مصنوعی، خواسته های دیگران را با خدا در میان نهادن شرط نیست.معنای چندانی هم ندارد. البته دسته جمعی دعا کردن مطلوب است. برای اینکه چنانکه گفته اند وقتی که روح های پاک و دل های همدم کنار هم می نشینند دعاشان مستجاب تر است  به این معنا که نیروی روحانی که حاصل می شود قوی تر است. ولی اصل دعا درونی است و ازآن هر فردی با ویژگی آن فرد است و خواسته های خود آدمی باید با خداوند در میان نهاده شود. خواسته های خوب در این جهان خیلی زیاد است. مطلوبات عالی فراوان است. کمالات نهایت ندارند. همه این ها را می توان از خداوند خواست. اما آن جور خواستن ها که عشق و تشنگی پشت آن نباشد، معلوم نیست که نتیجه چندانی داشته باشد. وقتی شما تشنه چیزی هستید، عطشناک هستید، گرسنه هستید و مدت ها دنبال چیزی دویدید و حقیقتا از عمق جان خواستار او هستید این دعای واقعی شماست. به زبان هم نیاورید دعای شماست. به زبان هم بیاورید البته آن را به خودتان آگاهی بیشتری بخشیده اید. ولی به زبان آوردن مرتبه ای از مراتب دعاست و الا دعا کردن در حقیقت کار دلست و کار زبان نیست. چیزی را که به زبان هم نخوانید اما در دل بگزرانید و بلکه حتی در دل هم نگزرانید اما دل شما مشغول او باشد، دغدغه او را داشته باشد ، طلب آن را به نحو عمیقی داشته باشد، آن دعای شماست.اینکه انسان دعاهای مختلف بکند شبیه این است که شما هر لباسی ، هر کفشی، هر مبلی ، هر منزلی را ببینید بگویید که این هم خوب است که من داشته باشم،آن هم خوب است که من داشته باشم.ولی این داشتن نیست این خواستن نیست. شما باید ببینید کفشی که به پای شما می خورد، لباسی که به تن شما می خورد، آن را بخواهید.آن هم وقتی که آدم احساس برهنگی بکند. اگر آدم حس بکند که سیر است و گرسنه نیست، طلب غذا نمی کند.اگر آدم فکر بکند که لباس مناسب دارد که دنبال لباس نمی گردد.وقتی که احساس برهنگی و تشنگی و گرسنگی می شود از عمق جان و انسان آن چیزی را می خواهد که واقعا لازم دارد و می شناسد و به دنبالش بوده در آن صورت است که دعای آدمی نام واقعی دعا به خودش می گیرد. بقیه آن در واقع یک نوع عمل اجتماعی است که در جامعه دینی برای ایجاد همبستگی میان مومنان است. البته کار نیکویی است. مثل یک صفوف دسته جمعی که همه با هم می خوانند، مثل کارهای دسته جمعی که در ارتش و جاهای دیگر صورت می گیرد. به افراد روحیه می دهد.این ها همه درست، اما دعا یک چیز دیگری است یا آن چیزی است که باید درعمق جان آدمی  بگذرد.


حالا اتفاقا در این شب های قدر که قرآن به سر گرفتن خیلی مد شده است از دون پایه ترین اعمال و رفتارهایی است که مربوط به شب های قدر است ولی چون در مسجدها و منابر چون این کار نمود بیشتری دارد، آن را بیشتر اجرا می کنند. والا حقیقتا دعا کردن در این شب ها دعایی است که خود شخص با خداوند بگوید.آن هم  به زبان خودش نه به زبان عربی، بالا خره خداوند همه زبان ها را بلد است و بلکه

 

زبان محرمی خود دیگر است

 

همدلی از همزبانی برتر است

 

غیر نطق و غیر ایما و سجل

 

صدهزاران ترجمان خیزد ز دل

 


آدم با زبان دل با خداوند سخن می گوید و لذا اگر در این شب ها فرصت نکردید فی المثل دعایی را از روی مفاتیح الجنان یا کتاب دیگری بخوانید هیچ وقت خودتان را ملامت نکنید. به شرط اینکه خودتان را با خداوند مشغول بدارید و در دل دائما با او سخن بگویید و سفره دلتان را پیش خداوند باز کنید، حرفتان را بزنید، استغفار کنید و اگر خدایی ناکرده گناهی رفته یا لغزشی بوده آن را در دل اما با صمیمیت اعتراف کنید .چرا که نفس اعتراف به گناه عین استغفار از گناه است. آدمی اگر شجاعت اعتراف به گناه را داشته باشد همان زوال گناه را به همراه دارد.

معمولا آدمیان کار خطا که می کنند، خطای بالا تری که انجام می دهند این است که به آن خطا اعتراف نمی کنند.به همین دلیل هم هست که می گویند که انسان اگر خطای خیلی بزرگی کرد بعید است که توبه بکند. برای اینکه مقدمه توبه اعتراف به گناه است و گناه اگر خیلی بزرگ بود انسان جرات اعتراف به آن راحتی نزد خودش ونه نزد دیگران ندارد. حتی نزد خداوند. چون لازمه آن این است که انسان خودش را بسیار بکوبد و بسیار کوچک بکند و این کاری است که همه کس از عهده آن بر نمی آید. ولی حقیقت توبه هم همین جا نهفته است که آدمی علیه خودش عصیان بکند و بتواند آنچه که بوده را پای حساب بکشد و انتقاد بکند و نهایتا هم او را در دادگاه وجدان خودش و نزد خداوند محکوم بکند.


بنابراین یک نوع طهارت روحی حاصل می کند و آن پوزش خواهی درونی باعث بخشش و زوال گناهان او هم می شود.و چه خوب تر که این کار علاوه بر اینکه در محکمه وجدان صورت می گیرد  نزد خداوند هم صورت بگیرد و آگاهانه انسان اعتراف کند  چشمان ناظری در این جهان وجود دارد که همه چیز آدمی را زیر نظر دارد و چیزی از او پنهان نمی ماند و اعتراف بکنیم یا نکنیم خداوند علمش بر جاست و می داند که آدمی چه کرده است و فقط مائیم که محتاج این توبه کردنیم برای اینکه به این شستشوی روحانی و به شستن این زنگار نیازمندیم.


این شب ها اختصاصا برای این کار نهاده شده است.البته دعا برای همیشه است.مال این شب و شب دیگری نیست.هر وقت که شما وقت خوشی دارید اگر دعا بکنید بدانید که نتیجه در اختیار شماست.به قول حافظ:

 

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

 

کس را وقوف نیست که پایان کار چیست



ممکن است آدم دیگر از این وقت های خوش نداشته باشد. دیگر از این نسیم های رحمت بر او نوزد و از آن فرصت و موقعیتی که به دست آورده به دست نیاورد و به همین سبب ببازد. برای اینکه نبازیم هر وقت خوشی که دست می دهد هر وقتی که میان روز یا شب ، در جمع یا خلوت فرق نمی کند.انسان باید همان را مغتنم بشمارد و همانجا یک تخمی بکارد و یک پایه ای را بگزارد و همان جا یک عهدب را با خودش یا با خدای خودش بگزارد.همانجا یک تصمیمی ، یک عزمی بگیرد که فلان کار را انجام بدهد یا ندهد و امثال این ها.این فوق العاده مهم است. همانجا شب قدر است.

ما عارفانی را مثل محی الدین عربی داشته ایم که گفته اند ما در تجربه های روحی خودمان دیده ایم که شب قدر در سال می گردد.یعنی فقط در ماه رمضان نیست. معنای این حرف این نیست که شب قدر یک چیزی است که حرکت می کند، معنی آن این است که در طول سال شب های قدر برای مردم حاصل می گردد. حالا برای کسی ممکن است در رمضان باشد یا در شوال باشد یا هر وقت دیگری باشد. به این معناست که شب قدر در طول سال بگردد. یعنی این تجربه گردان است و جوال است و همه جا پیدا می شود. اما احتمال وقوعش در ماه رمضان بیشتر است. درست شبیه الکترون ها می ماند که فیزیکدانان می گویند که احتمال وقوعش در اطراف هسته بیشتر است و الا ابرهای الکترونی در بی نهایت فضا پخش می شوند اما آنجا غلظتشان بیشتر است. در ماه رمضان هم یک همچنین اتفاقی می افتد .یعنی به دلیل همین تهذیب روح و این پاکی موقتی که برای عموم روزه داران پیدا می شود احتمال وقوعش بیشتر است. اما هیچ مانعی ندارد که در بقیه سال هم باشد. کما اینکه از پیامبر اسلام منقول است که ایشان شب های نیمه شعبان را هم شب قدر می دانستند. در آن شب دعای ویژه ای می خواندند که نکات بسیار عالی دارد و دعایی است که همیشه می شود خواند و همیشه می توان از مضمونش استفاده کرد. حالا چرا نیمه شعبان؟ آن موقع که هنوز روز تولد امام دوازدهم نشده بود. احتمالا پیامبر اسلام همان شب یک تجربه ویژه ای داشته که  برای ایشان شب قدر بوده و شاید هم با اعمالی که در ماه رجب و شعبان صورت می گیرد باز آن نعمت را در اختیار آدمی قرار می دهد. اما در عین حال کسانی که پیروان این بزرگوار هستند فقط از امر و نهی شان پیروی نمی کنند از تجربه هایشان هم پیروی می کنند. می کوشند تا ببینند آن ها از چه راهی رفته اند و چه کارهایی انجام داده اند که به آن نتیجه ها رسیدند و لذا این ها می توانند از همان راه ها بروند و به همان نتایج هم برسند.

 



در دعایی که پیامبر در شب نیمه شعبان می خواندند که بخشی از آن هم به همین احوال سیاسی روز ما مربوط می شود ، اولین جمله آن این است که« خداوندا آن قدر از خشیت خودت به ما عطا کن که مانع گناه کردن شود» تا به اینجا می رسد که  ولا تسلط علینا من لا یرحمنا:« خداوندا کسانی را بر ما مسلط مکن که بر ما رحم نمی کنند.

این دعای پیامبر است و متعلق به شب قدر است و همیشه هم می توان خواند. این شب های قدر برای ما ایرانی ها در این احوالی که  امروز داریم از همه وقت دیگری مناسب تر است. و واقعا دعای پر ارزشی است . کم چیزی نیست که ادم به یاد داشته باشد که چه ظلم کردن و چه مظلوم واقع شدن و چه زیر سلطه رفتن و زیر دست شدن چقدر بد است و خدا باید به دعا از خدا بخواهد که چنین احوالی را برای او پیش نیاورد. و لذا تقاضای من هم از شما این است که با صمیمیت هر چه بیشتر این دعا را امشب  و هر شب بخوانید. جملات دیگر آن را اگر به خاطر نداشتید ولی این جمله را حتما به خاطر بسپارید و با خودتان تکرار بکنید. این چیزی است که پیامبر به دعا از خدا خواسته است و همه ما باید بخواهیم و سعادت هر دو جهان در اوست که دو فقره مهم در این دعا هست : الهم لا تجعل مصیبتنا فی دیننا، هر مصیبتی به ما می رسد ولی مصیبت دینی به ما نرسد و دوم اینکه  ولا تسلط علینا من لا یرحمنا و لاتجعل الدنیا اکبر همنا و لا مبلغ علمنا ولا نصبع اعیننا ، بخش دیگر این دعا هم این است که خدایا حد و سطح درک ما و آرمان نهائی ما را این دنیا نگذار، برای اینکه « هر چه که نپاید دلبستگی را نشاید» بالاخره این دنیا چه ثروتش چه شهرتش چه علمش چه محبوبیتش همه فنا پذیر است و آدم اگر نهایت آرمان خودش را و سقف آمال خودش را این دنیا قرار بدهد ، هرچه که می خواهد باشد دل به یک بتی بسته است که این بت شکننده است و شکستنی است. ناماندنی است و ارزش دلبستگی را ندارد


دنیا را باید در حد دنیا دوست داشت. در حد یک مسافرخانه ، در حد یک جایی که آدمی می ماند باید هم البته شرایط ماندن خودش را فراهم بکند. ولی نه اینکه منزلگاه ابدی باشد و نه اینکه بالاترین و بهترین چیزی است که می تواند به دست بیاورد . نه اینکه مجموعه کمالاتی است که در خور ادمی است. یک منزلی است و یک منزلگاهی است و اهمیت خودش را به اندازه خودش دارد. یک راه است نه یک مقصد. و لذا لا تجعل الدنیا اکبر همنا یعنی والاترین همت ما مبادا دنیا و زندگی دنیا و رفاه دنیوی باشد.

 

 

Description: https://t.yesware.com/t/dd4ac25a1b9bdee1f73f2b254b1fbeb9cb890a37/29e1110d46039fef6a4faec3fe634ae1/spacer.gifDescription: http://t.yesware.com/t/dd4ac25a1b9bdee1f73f2b254b1fbeb9cb890a37/29e1110d46039fef6a4faec3fe634ae1/spacer.gif

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی